|
کفشهایت پر است از رفتن مثل آدم بزرگها شده ای (یادت هست) تلخ، بی حوصله،عبوس انگار تازه از خواب صبح پاشده ای!! گفته بودی نمی شوی اما... شدنش مثل آب خوردن بود. تو نمی خواستی قبول کنی آخرش مثل روز روشن بود مثل آیینه،سخت مغروری رو به رویم نشسته ای اما مثل عکس گذشته ها دوری مثل هر روز،قصه گفتن من از همان چیزهای تکراری دور از این خاطرات غمگین شو غرق در شور و حال باش و برو من امیدم به بازگشت توست تو ولی بی خیال باش و برو...! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388 20:8 خط ترمز توسط موتور گازی
محرم مي آيد تا بار ديگر هفتاد و دو آيه سرخ را بر صحيفه دل هايمان نازل کند و هفتاد و دو کهکشان را در مسير هستي قرار دهد. محرم مي آيد تا بار ديگر پروانه هاي عاشق جان مان در گرد شمع وجود مولايمان، امام حسين (ع) بال بگشايند. محرم مي آيد تا بار ديگر دست دل هايمان را بر پنجره هاي حرم اباعبدالله(ع) گره بزند و چشمان اشکبارمان را به غبار روبي مزارش ميهمان کند. محرم مي آيد تا بار ديگر صحراي تفتيده، نخل هاي سر بريده، خيمه هاي سوخته و سرهاي روي نيزه را در ذهن مان تداعي کند. محرم مي آيد تا بار ديگر دليري، مردانگي، ايثار، از جان گذشتگي، اخلاص و شجاعت را عينيت بخشد. محرم مي آيد تا بار ديگر سکوت تاريخ را در هم شکند و فرياد "هيهات منا الذله" را در گوش جهانيان طنين انداز کند. محرم مي آيد تا بار ديگر ماوايي باشد براي اشک هايمان، بغض هايمان، نجواهايمان، ... براي دعاهايمان. محرم مي آيد ... .... اما چه غريب، غريب تر از هميشه ... فرا رسیدن ماه محرم،ماه شهادت شهید نینوا و علمدار کربلا تسلیت باد + نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388 8:29 خط ترمز توسط موتور گازی |
سلام.. بعد از اخرین سفر مجردی به سنندج و مریوان این سری دیگه تصمیم گرفتیم با خانواده گرام یه سفر دیگه تو سرمای زمستون بریم.. از اونجایی که راهمون زیاده و باید یه چند روز اونجا خونه دوست و اشنا چتر بشیم، پس برنامه ریزی کردم و یکشنبه و دوشنبه رو هم تعطیلش کرردیم.. عامیانه اش میشه مرخصی گرفتیم..!!!! حالا شما انقدر گیر ندین.. تا این سن خدا خیلی بهم لطف داشته که گذاشته طبیعتشو ببینم و ازش لذت ببرم. تو این ۲۴ سال سنی که از خدا گرفتم موفق شدم تقریبا نصف بیشترای شهرای ایران رو برم و ببینم.. از اون گوشه..مشهد و گرگان و...بگیرتا این ور تبریز و ارومیه و... از ون ورم زنجان و قزوین و کردستان و کرمانشاه و.. این وسط مسطا هم که دیگه نگو.. مونده ۳ ۴ نا از شهرای گردن کلفت شرق که اونا رو هم تو برنامه کاری سالای آتیم دارم.. این سری قراره بریم اهواز و ابودان.. از اونجای که میگن این وقت سال هوای اونوارا خوبه..یا به عبارتی قابل تحمله...پس ما هم به دعوت دوست خانوادگیمون میخوایم اهواز رو هم فتح کنیم.. فردا ساعت ۳ بعد از ظهر..اگر خدا بخواهد... ارزوی موفقیت... + نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 19:45 خط ترمز توسط موتور گازی |
|
| ||||||